بازاریابی محتوا به سبک agile

7 تکنیک کاربردی برای تیم های Content marketing

7 تکنیک کاربردی برای تیم های Content marketing

Content marketing یا بازاریابی محتوا همیشه در حال تکامل و پیشرفت است. یکی از روش هایی که میتوان به کمک آن این تکامل را طی کرد، توسعه کانتنت به سبک تیم های Agile میباشد.

تغییراتی مثل ایجاد کانال جدید، حضور رقیب های جدید در زمینه کاری و حتی نوسان ها و تغییرات بزرگ در بازار همیشه تیم های Content Marketing را سرپا نگه میدارد و باعث پیشرفت آنها میشود. البته این موضوع به محتوا هایی بستگی دارد که شما همیشه توسعه و تغییر می دهید و نیاز به سازگار شدن دارد.

امروزه بازاریاب ها و تولیدکنندگان محتوا متد و اصول های متعددی برای توسعه و بالا بردن سرعت عملکرد و کار خود ارائه داده اند. یکی از این اصول و متد های ارائه شده Agile نام دارد. در این سبک از بازاریابی محتوا تیم های توسعه نرم افزار، پشته های تکنولوژی مارکتینگ خود را تطبیق میدهند.

با توجه به گزارش وضعیت سالانه Agile marketing 2020، بیش از %58 از agile marketer ها سطوح سودمندتری را گزارش و ارائه داده اند. %54 آنها توانایی و قابلیت هایشان را برای سازگار شدن با تغییر اولویت ها و %44 دیگر سرعت انتقال و تحویل در کمپین ها را تقویت کرده اند.

با توجه به اینکه مزیت ها  کاملا واضح و آشکار هستند، پیاده سازی agile میتواند کاملا گیج کننده باشد. بنابراین در اینجا بهترین تکنیک ها را برای توسعه محتوا یا Content های agile را آورده ایم که باعث سریع تر و بهتر شدن پروسه توسعه و گسترش محتوا میشود.

Agile Content Marketing چیست؟

بازاریابی محتوا به روش و سبک agile به معنی اتخاذ، ویرایش و کاربرد پروسه ها و مقادیری است که از طریق بازاریابی محتوا توسعه می یابند.

تیم های بازاریابی agile، یک edge یا مزیت دارند که آنها را از تیم های بازاریابی سنتی متمایز میکند. آن مزیت این است که آنها میتوانند با تغییرات بازار سریع سازگار شوند و کمپین ها با  سرعت بیشتری تولید شوند. روال کار تیم های agile به این صورت است که بر روی قسمت های مختلف پروژه آزمایش و تست های زیادی انجام میدهند و چیزهایی که کار میکنند را شناسایی و اتخاذ میکنند و آن را با یک روش سریع، توسعه و گسترش میدهند. یکی از اهداف این تیم  جلوگیری از انجام بیش از حد یک نوع کار میباشد.

با توجه به هدف و اصل تیم های بازاریابی به سبک Agile، یکی از بهترین مزیت های  آن این است که کمپین را مرور می کنند و در صورت نیاز سریع آنها را بهینه می کنند.

در مقایسه تیم های سنتی مارکتینگ، این قبیل تیم ها همکاری بهتر و سازگاری بیشتری نیز دارند.

در این قسمت با 7 تکنیک و روش کاربرد برای توسعه و ارتقای agile content ها آشنا می شویم:

1.استفاده از نظرات و خواسته های مشتریان

تاکنون تیم های محتوا نویسی زیادی مشاهده شده است که بدون اینکه به نیاز ها و خواسته های مشتریان توجه کنند، محتوا و کانتنت تولید و منتشر می کنند. این قبیل محتویات، برای مشتریان و کاربران مفید و کاربردی نیست، آنها گیج میکند و در نهایت محتواهای منتشر شده نادیده گرفته میشوند.

برای جلوگیری از این اتفاق و ایجاد محتواهایی که مشتری و کاربر به آن نیاز دارند و در جستجو آن هستند، تیم های agile مارکتینگ از نظرات و دغدغه های مشتریان استفاده میکنند.

نظرات یا نیاز های کاربران و مشتریان به تیم های مارکتینگ نشان میدهد که این محتویات برای چه کسانی و چه هدفی ایجاد شده اند و قرار است چه ارزش هایی را به وجود بیاورند.

نیازها و دغدغه های مشتریان زیاد طولانی و گسترده نیست. معمولا شامل جمله های ساده و کوتاه است که به تیم مارکتینگ نشان میدهد که هنگام تولید و توسعه محتوا یا content باید به چه عواملی بیشتر توجه کنند و تمرکز خود را بر روی توسعه چه چیزهایی بگذارند.

بازاریاب ها برای ایجاد یک customer story از یک فرمت و سوال ساده استفاده میکنند:

“به عنوان یک کاربر، برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب چه نوع محتوایی دوست دارم.”

customer story in Agile content marketing

برای مثال انتقاد یک مشتری برای این پست از بلاگ، به شکل زیر است:

“من به عنوان یک بازاریاب محتوا، دوست دارم پست های موجود در یک بلاگ جوری بهترین روش ها و تکنیک های Agile مارکتینگ را توضیح دهد که بتوانم هر چه سریعتر یک محتوای بهتر و با سطح بالاتر ایجاد کنم.”

اکنون شما میتوانید با توجه به انتقاد این مشتری، توضیحات و جزئیات دیگری را به آن اضافه کنید و با توجه به آن محتوای بهتری برای مشتریان ایجاد کنید.

هنگام اضافه کردن جمله نیازی به رعایت قواعد و نکته خاصی نیست و به راحتی میتوانید این جمله را به هر شکل دیگری که میخواهید طراحی کنید.

2.انتشار مداوم محتوا

تیم های agile به صورت مداوم محتواهای خود را برای کاربران سایت منتشر میکنند. انتشار مداوم محتوا علاوه بر اینکه سرعت تولید محتوا را بالا میبرد، بلکه به جمع آوری فیدبک های مثبت و منفی کاربران نیز کمک میکند و باعث توسعه زودتر وب سایت میشود.

Leigh George، کارشناس برند سازی و بنیانگذار Freedom، یک آژانس بازاریابی را به صورت زیر تعریف میکند:

“هر چه سریعتر بتوانید برای مخاطبان و کاربران سایت خود محتوا تولید و منتشر کنید، زودتر می توانید الگوها و مواردی را که مشتریانتان دوست دارند، ترجیح میدهند و یا دوست ندارند را کشف و شناسایی کنید.”

هرچه سریع تر محتوا منتشر شود، نتیجه و کارایی  آنها زودتر مشخص میشود. از این رو کار پاسخ دهی و فیدبک به نیازهای مخاطبان و مشتریان نیز کوتاه تر میشود. کمپین های کوچکی که هر 1-3 هفته منتشر می شوند، در مقایسه با کمپین هایی که هر ماه معمولا 8-6 بار منتشر میشوند، دلهره آور و دشوار به نظر می آیند و به وقت و تمرکز بیشتری نیاز دارند.

در حال حاضر با توجه و تحلیل وب سایت ها میتوان کمپپین هایی را پیدا کرد که بدون افت و کاهش کیفیت محتوا، به صورت مکرر و مداوم محتوا منتشر میکنند، مانند استانداردهای کمپین ‘Unlock You London’.

به طور کلی انتشار زود به زود و مداوم، نیازمند تمرکز بر افزایش و بهبود کیفیت محتوا سپس تمرکز بر روی افزایش سرعت انتشار محتوا است.

3.برگزار کردن Standup های روزانه

در توسعه محتوا به سبک agile، اجزا و محتویات خیلی سریع تغییر میکنند. برای اینکه تیم بر روی یک هدف تمرکز کند، بازاریاب ها یا marketer ها نیاز دارند که به صورت واضح و صریح با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. تیم های agile یکی از روش هایی که در راستای این هدف استفاده میکنند، برگزاری standup های روزانه است.

Standup های روزانه آنها کمی فراتر از گفتگو و جلسه های معمولی است. با توجه به گفته های Jason Yip، یک از استادان agile در spotify، این نوع جلسات به اعضای تیم کمک میکند با استفاده از مجموعه ای از استراتژی ها، یک استاندارد از هدف ها و خواسته های خود را به اشتراک بگذارند، در راستای رسیدن به آن به صورت هماهنگ تلاش کنند و مسائل و پیشرفت ها را به صورت تیمی شناسایی کنند.

برگزاری Standup ها در هر تیم متفاوت است، بعضی از تیم ها برای این کار روزی 15 دقیقه وقت می گذارند در حالی که بقیه تیم ها مقدار و تعداد دفعات کمتری وقت میگذارند.

به صورت کلی، این جلسات چه روزانه و چه دو یا سه بار در هفته برگزار شوند، نکته مهم آن این است که مدت زمان جلسات باید کوتاه و مستقیما به موضوع مربوط باشد.

برای نگه داشتن مکالمات و گفتگو ها در یک مسیر و تمرکز بر روی آن، آقای Jason به تیم ها پیشنهاد میکند تا به سه سوال زیر پاسخ بدهند:

1.دیروز چه کاری انجام دادم؟

2.امروز باید چه کاری انجام بدهم؟

3.چه موانعی، مانع پیشرفت من میشوند؟

با پاسخ به این سوالات، اعضای تیم شما نسبت به پروسه کار مطلع میشوند و اعضای تیم با یکدیگر مشارکت میکنند و از نظرات و پیشنهادات یکدیگر آگاه میشوند و با هم فکری موانعی که از پیشرفت و توسعه آنها جلوگیری میکند را کشف و شناسایی میکنند.

4.بعد از sprint ها، retrospective ها را دریابید

در انتهای کمپین ها و sprint ها، تیم های agile در مورد سه چیز باهم صحبت میکنند:

  • چه چیزی اشتباه انجام شده؟
  • چه چیزی درست انجام شده؟
  • چه کاری را دفعه بعد می توانند بهتر انجام دهند؟

برای نگه داشتن بحث در مسیر مورد نظر، Andrea Fryer، بنیانگذار AgileSherpas، به اعضای تیم پیشنهاد میکند از سه قانون استفاده کنند:

1.جلسات Retrospective، فقط باید اعضای تیم agile تشکیل شود؛ نه سهامداران یا ناظران خارجی. همانطور که scrum master میتواند به جلسات مراجعه کند، اما صاحب محصول و مدیر بخش های دیگر نمیتوانند.

2.تا جایی که ممکن است نظرات خود را به صورت مثبت و اجتماعی بیان کنید. همیشه باید بر روی پروسه ها تمرکز داشته باشید نه اشخاص. از سرزنش کردن اعضای تیم برای کمبودهایی که در حین sprint پیش آمده، جلوگیری کنید.

3.بر روی قابلیت کارها تمرکز کنید. مطمئن شوید که تیم شما می تواند issue های قابل حل شدن را شناسایی کند و اعضای تیم را موظف به رفع این ایشوو ها و مشکلات کند. 

دقیقا مثل ملاقات یا جلسه های standup روزانه، که retrospective ها یک راه حل برای معاشرت و پیشرفت کارهای اعضای تیم ارائه میدهند.

5.تنظیم کارها بر اساس محدودیت های WIP

تیم های مارکتینگ اکثر اوقات چندین پروژه را به طور همزمان هندل و کنترل میکنند. تیم های بازاریابی agile برای مطمئن شدن از اینکه پروژه ها به موقع و مطابق با بودجه انجام میشود، از محدودیت های WIP استفاده می کنند. این محدودیت ها تیم ها را مجبور به حذف و از بین بردن چند وظیفه ایی میکند و همچنین تمرکز افراد را بر روی انجام کارها کمتر میکند. با انجام این کار، میتوان محتوای بیشتری را تولید کرد.

تصور کنید که شما یک تیم تولید محتوای کوچک را مدیریت می کنید و در تیم خود دو نویسنده محتوا و یک ویرایشگر یا ادیتور دارید. اکنون تیم شما کمتر از 10 مقاله و article دارد. برای افزایش و توسعه سریع تر پروژه های خود ممکن است که تصمیم بگیرید نوشتن مقالات را به طور همزمان به نویسنده های تیم خود بسپارید و به آنها دو هفته مهلت دهید تا آنها را آماده کنند. سپس از آنها بخواهید که پس از تکمیل و کامل شدن مقالات، آن ها را برای ادیتور یا ویرایشگر ارسال کنند تا محتویات نوشته شده آن مرور و بررسی شوند.

در این صورت ممکن است چندین مشکل باعث عقب افتادن پروسه و کار آنها شود:

1.ممکن است که نویسنده ها برای اینکه بتوانند هرچه سریع تر مقالات را تحویل بدهند، هنگام نوشتن مقالات خود عجله کنند.

2.ممکن است نویسنده ها مجبور به انجام چند کار به صورت همزمان شوند.

3.ممکن است مقالات و نوشته های تکمیل شده به طور همزمان برای ادیتور ارسال شوند..

4.ممکن است که مقالات به موقع ویرایش نشوند و از زمان انتشار آنها بگذرد.

در حالی که محدودیت های WIP، باعث میشود که شما پروسه تولید محتوای خود را به روش دیگری انجام دهید.

کلمه WIP مخفف عبارت Work In Progress میباشد که با توجه به معنی آن به راحتی میتوان فهمید که محدودیت های WIP به ما در تعیین درست وظایف در یک بازه زمانی مشخص برای اعضای تیم، حذف گلوگاه ها و نظارت بر جریان کار تا وقتی که به طور کامل به هدف خود برسیم، کمک میکنند.

6.تصور چرخه و گردش کار به وسیله kanban Board

توسعه محتوا در یک روش agile به این معنی است که بخش های زیادی وجود دارد که به صورت یکباره حرکت می کنند. بازاریاب ها برای پیگیری و بررسی اتفاقاتی که در آینده پیش خواهد آمد، شناسایی و خلاص شدن از گلوگاه ها و پیشرفت در کار، از kanban board ها استفاده میکنند.

با توجه به چالش های منحصر به فرد ارائه شده در بازاریابی، تیم های بازاریابی kanban board ها را متناسب با نیاز های خود تغییر داده اند. اکنون شما هم میتوانید با توجه به نیاز های اعضای تیم تان، بهترین مدل را انتخاب کنید.

kanban board

میتوانید این پروسه و فرایند را با یک kanban board ساده که شامل چهار ستون یا مرحله است، شروع کنید.

scrumban board

اگر برای تولید محتوا از رویکرد های ترکیبی استفاده می کنید، Scrumban board خدمات بهتری را به شما ارائه میدهد. با استفاده از آن میتوانید کارهایی که قرار است تیم تان در آینده انجام دهد را شناسایی، کارهای عقب مانده را کنترل و بر روی پیشرفت و توسعه آنها کار کنید و کارهای تکمیل شده را مرور کنید.

استفاده از یک kanban board، یک ابزار مفید برای تیم هایی است که با افراد مختلفی بر روی پروژه ها کار میکنند.

هر یک از اعضای تیم یک وظایفی را در ستون خود دارند که با آن میتوان پیشرفت فردی هر عضو را شناسایی و کنترل کرد.

7.ایجاد پشته های مرتبط با فناوری بازاریابی

یک تیم مارکتینگ برای تولید و منتشر کردن محتوا به سبک agile، به ابزار هایی مختلفی نیاز دارد. ابزارهای بسیار زیادی برای انتخاب وجود دارد. موارد زیر پایه و اساس پشته فناوری بازاریابی شما را تشکیل میدهند:

board هایی مثل Trello یا Asana که برای مدیریت معمولی تسک و وظایفی هستند که در حین پیشرفت کار مشخص و مشاهده می شوند.

یک ابزار کار مشارکتی مثل Slack یا Basecamp، به تیم های بازاریابی agile کمک میکند تا به صورت صراحت و واضح ارتباط برقرار کنند.

یک headless CMS، مثل ButterCMS به راحتی با پروژه های جدید وب و یا موجود همراه با ویژگی های درون برنامه ایی یکپارچه سازی میشود تا در ایجاد سریعتر محتوای مرتبط و مفید به شما کمک کند.

یک ابزار مدیریت دارایی دیجیتال مثل  Adobe Experience Manager Assets برای فروش، سازماندهی و اشتراک گذاری دارایی و asset های دیجیتال. (برخی از ابزارهای headless CMS، مانند ButterCMS شامل ابزار مدیریت asset میباشد.)

یک ابزار شناسایی کمپین مثل Hubspot یا Drip برای برنامه ریزی، اجرا، شناسایی و آنالیز کمپین های بازاریابی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن